تبلیغات |
عشقولانه حواســم را هرکــجا که پــرت می کـــنم ؛باز کـــنار تـــو می افتد ...ای خدا جون !!! درباره وبلاگ موضوعات مطالب اخير آرشيو وبلاگ نويسندگان پیوندهای روزانه پيوندها آمار وبلاگ
جای خالیت را آنقدر با چشمانم آب میدهم که باز کنارم سبز شوی . . .
نوع مطلب : درد دل، برچسب ها : لینک های مرتبط : هـــــــر نفـــس ، درد اســـت که میکشـــم !!! نوع مطلب : عشقولانه، برچسب ها : لینک های مرتبط : دلم پُــــــــــر است پُــــــــــر پُــــــــــر آنقــــــدر که گاهی اضافه اش از چشمانم می چـــــکد نوع مطلب : درد دل، برچسب ها : لینک های مرتبط :
مادر بزرگم میگه : اولش که این کامران و هومن رو دیدم فکر میکردم زن و
شوهرن ...... تو نگو خواهر برادرن !!
نوع مطلب : کامنتهای فیسبوکی، برچسب ها : لینک های مرتبط : فاصــــله تان را با آدم هـــا رعــــایت کنــــید آدم ها یــهو می زنن روی ترمــــز و اون وقت شمــــا مقصـــــری !! نوع مطلب : عشقولانه، برچسب ها : لینک های مرتبط : خیلی سخته دلت گیرکنه به قلاب ماهیگیری که دلش ماهی نمیخواهدوفقط برای تفریح اومده ماهیگیری... نوع مطلب : درد دل، برچسب ها : لینک های مرتبط : تشخیص دختر ایرانی !: هرگز بینی هایشان عمل کرده نیست . - موهایشان خدادادی
طلائی است و مادر زادی مش داره . - وقتی از کنار هم رد میشن هرگز به هم چپ
چپ نگاه نمی کنند. - تمام زیور آلاتشان طلاوجواهرات اصل است. - تا قبل از
ازدواج هر گز ابروهایشان را بر نمی دارند. - بدون اجازه خانواده شان هیچ جا
نمیرن . - وقتی باهاشون دوست شدی هفته دوم باید بری خواستگاری . - همیشه
سر به زیر هستن و به هیچ غریبه ای نگاه نمی کنند
نوع مطلب : طنز، برچسب ها : لینک های مرتبط : دنیا را بد ساختند! کسی را که دوست داری، دوستت ندارد! کسی که تو را دوست دارد، تو دوستش نداری! اما کسی که تو دوستش داری و او هم دوستت دارد، به رسم و آیین زندگانی به هم نمیرسید! و این رنج است! زندگی یعنی این!
نوع مطلب : درد دل، برچسب ها : لینک های مرتبط : روزى
ابلیس (شیطان) در گوشه مسجد الحرام ایستاده بود. حضرت رسول صلى الله علیه و
آله هم سرگرم طواف خانه كعبه بودند. وقتى آن حضرت از طواف فارغ شد، دید
ابلیس ضعیف و نزار و رنگ پریده ، كنارى ایستاده است ، فرمود: اى ملعون ! تو
را چه مى شود كه چنین ضعیف و رنجورى ؟! ۴از گناه استغفار می کنند. نوع مطلب : درد دل، برچسب ها : لینک های مرتبط : خداوند برای دشواریهای زندگی سه راه قرار داده است: خنده، خواب و امید.
نوع مطلب : درد دل، برچسب ها : لینک های مرتبط : طرف لکنت زبون داشته.زنگ میزنه اورژانس که بیان جنازه ی همسیاشو ببرن!
میگه:اااالو اااوورجانس ،این ههههمسسسایمووون ممممرده! یه آمبولانس میفرررررستین؟!…طرف میگه: آدرستون؟! یارو تا میاد آدرسو بگه زبونش بند میاد میگه: ظظظظظ! … … … طرف میگه :ظفر منظورته ؟ میگه: نننننننـــنه! طرف فکر میکنه سرکاره قطع میکنه! ۲هفته بعد همین اتفاق میفته بازم طرف میگه :آدرستون؟ باز زبونِ یارو بند میاد میگه: ظظظظ! طرف میگه ظفر؟ میگه: ننننه! باز مامور اورژانس فکر میکنه سرکاره قطع میکنه! ۳! ماه رد میشه،باز طرف زنگ میزنه میگه: اااااووووورژانس، این هههمسایمون ممممرده محلللمون بوی گند گررررررفته یه آمبولانس بببفرستیییین! طرف میگه :آدرستون؟! باز زبون یارو بند میاد میگه: ظظظظ! از اونور میگن :آقا منظورت ظفره؟! طرف میگه :آآآآررررره آآآآشغااااال؛ آآآآررره کککککثافت ککشووووندم آورددددمش ظفرببییییا بببرش نوع مطلب : داستان کوتاه، برچسب ها : لینک های مرتبط : هیچوقت نفهمیدم آیا باید به کسی که "زیپ شلوارش بازه" بـــگم که
زیپش بازه یا نـــگم !!! چون بعدش این سوال پیش میاد که چرا به خشتکش زل زده بودم |: | نوع مطلب : کامنتهای فیسبوکی، طنز، برچسب ها : لینک های مرتبط : یارو زنگ زده بود رادیو میگفت :
پیغام من به اوباما اینه که اگر روزی صد تا موشک بزنی به تهران ما یک قدم عقب نمیریم! مجری پرسید: از کجا تماس میگیرید؟ گفت: فیروز آباد فارس! نوع مطلب : کامنتهای فیسبوکی، طنز، برچسب ها : لینک های مرتبط : دختره یادش رفته کیبوردش رو فارسی کنه، استاتوس زده :
lk ]rnv phgl hlv,c o,fi...fifi...]rnvhdk[h o,fi 150 تا هم لایک خورده ... ... کامنت پسرها: * خیلی زیبا گفتی مثل خودم فکر میکنی * چقدر متن پر احساسی بود، تحت تاثیر قرار گرفتم * من اولش مخالف این جمله بودم، اما وقتی یه خورده فکر کرد دیدم حق با توئه * زیبا بود، مرسی، Share میکنم.... نوع مطلب : کامنتهای فیسبوکی، برچسب ها : لینک های مرتبط : خدایا با من حرف بزن::
مرد نجواکنان گفت :« ای خداوند و ای روح بزرگ ، با من حرف بزن .» و چکاوکی با صدای قشنگی خواند ، اما مرد نشنید . و سپس دوباره فریاد زد : « با من حرف بزن » و برقی در آسمان جهید و صدای رعد در آسمان طنین افکن شد ، اما مرد باز هم نشنید . مرد نگاهی به اطراف انداخت و گفت: « ای خالق توانا ، پس حداقل بگذار تا من تو را ببینم .» و ستاره ای به روشنی درخشید ، اما مرد فقط رو به آسمان فریاد زد : « پروردگارا ، به من معجزه ای نشان بده » و کودکی متولد شد و زندگی تازه ای آغاز شد ، اما مرد متوجه نشد و با ناامیدی ناله کرد :« خدایا ، مرا به شکلی لمس کن و بگذار تا بدانم اینجا حضور داری .» اما مرد با حرکت دست ، حتی پروانه را هم از خود دور کرد و قدم زنان رفت .... نوع مطلب : داستان کوتاه، برچسب ها : لینک های مرتبط : یادتان باشد ، وقتی خورشید میدرخشد هرکسی میتواند دوستتان داشته باشد
در طوفان است که متوجه میشوید چه کسی واقعا به شما علاقه دارد نوع مطلب : درد دل، برچسب ها : لینک های مرتبط : بلند شو؛ به ایست رو به رویِ آینه
و تکرار کن : دوستم ندارد ؟ خوب نداشته باشد ! دلتنگی هایم را نمی فهمد ؟ خوب نفهمد ! بغض هایم را شانه نیست ؟ خودم که هستم ! همه را می بیند الا من ؟ من که خودم را می بینم ! خودم و آنها که دوستم دارند .. یکی از همان ها هم خدا ! حالا بخند . . بلندتر ! موهایت را شانه کن . . برایِ خودت شیرینی بی آور موسیقیِ دلخواهت را بگذار پخش شود بنشین کنارِ ایوانی بی خیالِ سرمایِ زمستان ! و هرکه را دیدی در حالِ گذر برایش دستی تکان بده ! حالا دیدی تا چه حد خوشبختی ؟ . دوست داشتن همین لحظه هاییست که هیچکس حالت را نمی فهمد حتی او که صاحبِ دوست داشتنت است همین لحظه ایست که می فهمی گاهی خدا چشمک می زند و می گوید دیدی باز هم شتابان رفتی و راهِ مرا گم کردی ؟ اما من هنوز هم هستم تا به همیشه هستم نوع مطلب : موضوع آزاد، برچسب ها : لینک های مرتبط : هنوز هم حساسم روی تو
این دیگر چه احساسی تنفر یا عشق ؟ هنوز هم کار هایی را انجام میدهی که از آن متنفرم کاش دوستت نداشتم میخواهم فراموش شوم نه که فراموش کنم میخواهم خود فراموشی شوم تو هیچ وقت عاشق نخواهی شد نمیدانی چیست درد دارد دردهایی شیرین تر از تلخ ترین اشکهایم که برای تو ریختم دیگر نزدیک به خود فراموشی ام خدانگهدار تو هست میدانم کاش نگهداره من هم باشد خدانگهدارم ... نوع مطلب : درد دل، برچسب ها : لینک های مرتبط :
خانومه ناراحت توی تاکسی نشسته بود یه دفعه زد زیر گریه،گفتم خانوم مشکلی پیش اومده؟
برگشته میگه:به فاصله چند روز هم شوهرم بهم خیانت کرد هم دوست پسرم ! ((چنان تحت تاثیر صداقتش قرار گرفتم که نگو) نوع مطلب : کامنتهای فیسبوکی، برچسب ها : لینک های مرتبط : پِــسر چیـــست ؟
. . . . . . . . . . . به عَبـــر فَـــظ فرشته س قدرشُ بدونید ![]() نوع مطلب : موضوع آزاد، برچسب ها : لینک های مرتبط : آن روز ها گنجشک را رنگ می کردند و جای قناری می فروختن
این روز ها هوس را رنگ می کنند و جای عشق می فروشند آن روزها مال باخته می شدی و این روز ها دلباخته . . . نوع مطلب : درد دل، برچسب ها : لینک های مرتبط : تنهایی بد است،
اما بد تر از آن اینست که بخواهی تنهاییت را با آدم های مجازی پر کنی، آدم هایی که بود و نبودشان به روشن یا خاموش بودن یک چراغ بستگی دارد… نوع مطلب : برچسب ها : لینک های مرتبط : شب قبل از امتحان در خوابگاه پسران و دختران
خوابـگاه دخــتـران ( شب ) سکـانس اول : (دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.) شبنم :ِ وا!... خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟! لالـه : خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.) شبنم : بگـو ببـینم چی شـده؟ لالـه : چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <آناتومی!!!> رو زدن تــو بُــرد. منــی که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد 20 سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده 19!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود) شبنم : (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم... گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟ لالـه : (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم! می فهـمی شبنم؟فقط 8 دور... (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!! شبنم : عزیزم... دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط 7 - 8 دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگ پاک شـد! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه. لالـه : نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت 5/7 بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟! (در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد. اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد! دخـتری به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.) شبنم : چی شـده فرشــتـه؟! فرشــته : (با دلهــره) کمـک کنیـد... نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت! شبنم : لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته. فرشــته : خب، منــم 19 بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر. (و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.) خوابــگاه پســران (شـب) سکــانـس دوم : (در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، هم واحدی شـان، «میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود) میثـــاق : مهـدی... شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم. مهـدی : نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه. میثــاق : اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد. مهـدی : آره... منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟ میثــاق : مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!! آرمـــان : تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه 10 دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. بچه های کلاس مـا که مثـل بچه های شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم کاری... مـهدی : (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) آرمــان جـون... اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست! در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «رضـا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد) میـثــاق : چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی! رضــا : پرسپولیس همین الان دومیشم خورد!!! مهـدی : اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه..... .!!! و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند.! نوع مطلب : طنز، برچسب ها : لینک های مرتبط : یارو میره تایلند،
میخواسته سوار اتوبوس بشه؛ مامور اتوبوس بهش میگه: a ticket یارو: چی چی؟ مامور اتوبوس دوباره: a ticket یارو: من که نفهمیدم چی گفتی اما محض احتیاط مادرتو ... !! مامور اتوبوس:هوی؛ منو میگی؟؟ الان مادرتو .... شخص سومی از راه میرسه ومیگه:آقایون چرا دعوا میکنین؟ خوبیت نداره مملکت غریبه !!! صلوات برستین کل اتوبوس: اللـــهـــــم صـــــلی عـــــــــلــی مــحمــــــــد و آل مـــــــحمــــــــد !! نوع مطلب : طنز، برچسب ها : لینک های مرتبط : اگر قادر به حل این سوال باشید نشان فعالیت عالی سمت راست مغز شماست. اساتید و محققین دانشگاه پرینستون آمریکا این تست را بعنوان شگفتی بزرگ
روانشناسی در قرن ۲۱ معرفی کرده اند… از منابعی هم افشا شده که شرکت گوگل
از این تست در آزمون استخدامی مدیران ارشدش استفاده می کند… پاسخ صحیح به
این تست در کمتر از ۳۰ ثانیه نشان دهنده بهره هوشی حداقل ۱۴۰ می باشد… …
جاهای خالی رو با چه اعدادی باید پر کرد ؟ (از سمت عدد ۱۰ شروع کنید)۱۰,
۲۰, ….., ۱۵, ۱۰۰۰, ……, ۱۶ عجله نکنید…فقط کمی فکر کنید، سوال زیاد مشکلی نیست ! اگر قادر به حل این سوال باشید نشان فعالیت عالی سمت راست مغز شماست. برای دیدن جواب صحیح برید پایین. . . . . . . . . . . . . .۱۰, ۲۰, ۳, ۱۵, ۱۰۰۰, ۶۰, ۱۶ ده بیست سه پونزه هزارو شصت و شونزده!!!!!!!!! بقیه اش هم که یادتونه دیگه . . هرکی میگه شونزده نیست هفده ، هجده ، نوزده ، بیست . . . . قبل از اینکه بد و بیرا بگین …. شما با هوش نیستین ، من مقصـــرم ؟؟!!! راستش من خودم هم سر کار رفتم!! نوع مطلب : طنز، برچسب ها : لینک های مرتبط : |
||