تبلیغات
عشقولانه - داستان(کلاه فروش و میمون ها)طنز!
 
عشقولانه
حواســم را هرکــجا که پــرت می کـــنم ؛باز کـــنار تـــو می افتد ...ای خدا جون !!!
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : هومن
نویسندگان
نظرسنجی
با کدومشون راحتری((راست شو بگو ))









پیوندهای روزانه
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 ??? وبلاگ پسر شرقی ???

وبلاگ فاطمه

چهارشنبه 17 خرداد 1391 :: نویسنده : هومن

کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت.

تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند.

لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید.

وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست . بالای سرش را نگاه کرد .

تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند.

فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد...

در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند.

 او کلاه را ازسرش برداشت و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند.

به فکرش رسید که کلاه خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد.

میمونها هم کلاهها را بطرف زمین پرت کردند. او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد...

سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند.

یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیر درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد.

او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند.

او کلاهش را برداشت,میمون ها هم این کار را کردند.

نهایتا کلاهش را بر روی زمین انداخت. ولی میمون ها این کار را نکردند.

یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و سریع به بالای درخت رفت .

وقتی تعجب او را دیدند یکی از میمونها گفت : نکنه فکر می کنی فقط خودت پدر بزرگ داری!!!





نوع مطلب : داستان کوتاه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 15 مرداد 1391 09:56 ق.ظ
این متن میمون و کلاه فروش هم که بد گذاشتی وقتی داری مطلبو از یه جایی کپی میکنی درست کپی کن جوجو- ببین فقط یه خط سفید گذاشتی
دوشنبه 22 خرداد 1391 08:26 ب.ظ
وااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خیلی قشنگ بود
میمونه راست گفته
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر