تبلیغات
عشقولانه - مطالب شهریور 1391
 
عشقولانه
حواســم را هرکــجا که پــرت می کـــنم ؛باز کـــنار تـــو می افتد ...ای خدا جون !!!
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : هومن
نویسندگان
نظرسنجی
با کدومشون راحتری((راست شو بگو ))









پیوندهای روزانه
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 ??? وبلاگ پسر شرقی ???

وبلاگ فاطمه

چهارشنبه 22 شهریور 1391 :: نویسنده : هومن
تنهایی بد است،
اما بد تر از آن اینست که بخواهی تنهاییت را با آدم های مجازی پر کنی،

آدم هایی که بود و نبودشان به روشن یا خاموش بودن یک چراغ بستگی دارد…




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 22 شهریور 1391 :: نویسنده : هومن
شب قبل از امتحان در خوابگاه پسران و دختران
خوابـگاه دخــتـران ( شب )

سکـانس اول : (دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)


شبنم :ِ وا!... خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!


لالـه : خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)


شبنم : بگـو ببـینم چی شـده؟


لالـه : چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <آناتومی!!!> رو زدن تــو بُــرد. منــی که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد 20 سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده 19!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)



شبنم : (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم... گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟


لالـه : (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم! می فهـمی شبنم؟فقط 8 دور... (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!


شبنم : عزیزم... دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط 7 - 8 دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگ پاک شـد! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.


لالـه : نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت 5/7 بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!


(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد. اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد! دخـتری به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)


شبنم : چی شـده فرشــتـه؟!


فرشــته : (با دلهــره) کمـک کنیـد... نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!


شبنم : لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.


فرشــته : خب، منــم 19 بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر.


(و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.)


خوابــگاه پســران (شـب)


سکــانـس دوم : (در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، هم واحدی شـان، «میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود)


میثـــاق : مهـدی... شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم.


مهـدی : نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه.


میثــاق : اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.


مهـدی : آره... منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟


میثــاق : مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!!


آرمـــان : تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه 10 دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. بچه های کلاس مـا که مثـل بچه های شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم کاری...


مـهدی : (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) آرمــان جـون... اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست!


در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «رضـا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد)


میـثــاق : چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی!


رضــا : پرسپولیس همین الان دومیشم خورد!!!


مهـدی : اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه..... .!!!

و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند.!




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 21 شهریور 1391 :: نویسنده : هومن
یارو میره تایلند،
میخواسته سوار اتوبوس بشه؛
مامور اتوبوس بهش میگه: a ticket
یارو: چی چی؟
مامور اتوبوس دوباره: a ticket
یارو: من که نفهمیدم چی گفتی اما محض احتیاط مادرتو ... !!
مامور اتوبوس:هوی؛ منو میگی؟؟ الان مادرتو ....

شخص سومی از راه میرسه ومیگه:آقایون چرا دعوا میکنین؟

خوبیت نداره مملکت غریبه !!! صلوات برستین
کل اتوبوس:
اللـــهـــــم صـــــلی عـــــــــلــی مــحمــــــــد و آل مـــــــحمــــــــد !!




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 19 شهریور 1391 :: نویسنده : هومن


اگر قادر به حل این سوال باشید نشان فعالیت عالی سمت راست مغز شماست.

 اساتید و محققین دانشگاه پرینستون آمریکا این تست را بعنوان شگفتی بزرگ روانشناسی در قرن ۲۱ معرفی کرده اند… از منابعی هم افشا شده که شرکت گوگل از این تست در آزمون استخدامی مدیران ارشدش استفاده می کند… پاسخ صحیح به این تست در کمتر از ۳۰ ثانیه نشان دهنده بهره هوشی حداقل ۱۴۰ می باشد… … جاهای خالی رو با چه اعدادی باید پر کرد ؟ (از سمت عدد ۱۰ شروع کنید)۱۰, ۲۰, ….., ۱۵, ۱۰۰۰, ……, ۱۶ عجله نکنید…

فقط کمی فکر کنید، سوال زیاد مشکلی نیست !
اگر قادر به حل این سوال باشید نشان فعالیت عالی سمت راست مغز شماست.
برای دیدن جواب صحیح برید پایین.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.



.۱۰, ۲۰, ۳, ۱۵, ۱۰۰۰, ۶۰, ۱۶

ده بیست سه پونزه هزارو شصت و شونزده!!!!!!!!!
بقیه اش هم که یادتونه دیگه
.
.
هرکی میگه شونزده نیست
هفده ، هجده ، نوزده ، بیست

.

.

.

.

قبل از اینکه بد و بیرا بگین …. شما با هوش نیستین ، من مقصـــرم ؟؟!!!

راستش من خودم هم سر کار رفتم!!




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 19 شهریور 1391 :: نویسنده : هومن
 
بچه ها ازتون میخوام نظر بدین



            @@>    تو وب آهنگ بذارم یا که نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

              
  تو موضوعاتمم میخوام اس ام اس اضافه کنم.
      نظرتون چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 نظراتتونو زودتر بدین که منتظرم. تا جوابه این سوالمو نگیرم آپ نمی کنم

عزیز دلم به شما
میگم آره شما : لطف کن نظر بده . سعادت خواندن نظرات با من...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 5 شهریور 1391 :: نویسنده : هومن
نفس کم آوردم
نایی باقی نیست
رفتن به فرداها
یک خیال باطل است
من هنوز خسته ی
دیروزم...


(((هرزال)))




نوع مطلب : دوستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 5 شهریور 1391 :: نویسنده : هومن
این شب ها بارانیست...
آسمان را نمی گویم...
هوای دلت،هوای دلم،
چشمانمان...
می گویند وقت باران،وقت استجابت دعاست؛
زیر باران چشمهایت،وقتی هوای دلت گرفت،محتاجان رحمت را فراموش نکن...
زیبا بود.


(((مهتاب))




نوع مطلب : دوستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 5 شهریور 1391 :: نویسنده : هومن
دنیا را بد ساخته اند... کسی را که دوست داری، تو را دوست نمی دارد. کسی که تو را دوست
دارد تو دوستش نمی داری... . اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم
و آیین هرگز به هم نمیرسند این رنج است و زندگی یعنی این...

(((مهتاب)))




نوع مطلب : دوستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 5 شهریور 1391 :: نویسنده : هومن
شیطانــــــــــــ نیسـتمـــ...

فرشتهــ نیستمـــــــ...


خــدا هــمـــــ نیستمـــــ...


فقط یکـ دخترمــ...


از نوعـــ سادهـ اش... حوا گــونهـ فکـر میکنمــــ ...!!


فقطــــ به خاطــــر یکــــ سیب تا کجـا بایــــد تاوانــــ داد؟



(((طلوع))




نوع مطلب : دوستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 5 شهریور 1391 :: نویسنده : هومن
حالت چشم دانشجو سر کلاس
هنگام درس دادن استاد :
(-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)
وقتی استاد خبر امتحان رو میده :
(o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O)
موقع امتحان:
......(←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→)
وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری:
(↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓)
وقتی که نمره ها رو میزنن :
(͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 5 شهریور 1391 :: نویسنده : هومن
همه آبهای دریاها هم نمیتوانند یک کشتی را غرق کنند

مگر اینکه در داخل کشتی نفوذ کنند

بنابراین

تمام نکات منفی دنیا روی شما تاثیر نخواهد داشت

مگر اینکه شما اجازه بدهید...





((مهتاب))




نوع مطلب : دوستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شنبه 4 شهریور 1391 :: نویسنده : هومن
پیراهن پاره
مد شد
شلوار پاره
مد شد
کلاه سوراخ
مد شد
شال پاره
مد شد
پس چرا این جوراب پاره مد نمیشه ؟ ؟ ؟
این چه وضعی آخه




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شنبه 4 شهریور 1391 :: نویسنده : هومن
میگن درد رو از هر طرف بنویسی درد میشه
اما درمان از آخر نامرد میشه...
مواظب باش واسه دردت تن به هر درمانی ندی!




نوع مطلب : موضوع آزاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :