تبلیغات
عشقولانه - مطالب طنز
 
عشقولانه
حواســم را هرکــجا که پــرت می کـــنم ؛باز کـــنار تـــو می افتد ...ای خدا جون !!!
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : هومن
نویسندگان
نظرسنجی
با کدومشون راحتری((راست شو بگو ))









پیوندهای روزانه
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 ??? وبلاگ پسر شرقی ???

وبلاگ فاطمه

چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : هومن
تشخیص دختر ایرانی !: هرگز بینی هایشان عمل کرده نیست . - موهایشان خدادادی طلائی است و مادر زادی مش داره . - وقتی از کنار هم رد میشن هرگز به هم چپ چپ نگاه نمی کنند. - تمام زیور آلاتشان طلاوجواهرات اصل است. - تا قبل از ازدواج هر گز ابروهایشان را بر نمی دارند. - بدون اجازه خانواده شان هیچ جا نمیرن . - وقتی باهاشون دوست شدی هفته دوم باید بری خواستگاری . - همیشه سر به زیر هستن و به هیچ غریبه ای نگاه نمی کنند



نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 5 بهمن 1391 :: نویسنده : هومن
هیچوقت نفهمیدم آیا باید به کسی که "زیپ شلوارش بازه" بـــگم که

زیپش بازه یا نـــگم !!!


چون بعدش این سوال پیش میاد که چرا به خشتکش زل زده بودم |: |




نوع مطلب : کامنتهای فیسبوکی، طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 5 بهمن 1391 :: نویسنده : هومن
یارو زنگ زده بود رادیو میگفت :
پیغام من به اوباما اینه که اگر روزی صد تا موشک بزنی به تهران ما یک قدم عقب نمیریم!
مجری پرسید: از کجا تماس میگیرید؟
گفت: فیروز آباد فارس!




نوع مطلب : کامنتهای فیسبوکی، طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 23 شهریور 1391 :: نویسنده : هومن
شب قبل از امتحان در خوابگاه پسران و دختران
خوابـگاه دخــتـران ( شب )

سکـانس اول : (دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)


شبنم :ِ وا!... خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!


لالـه : خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)


شبنم : بگـو ببـینم چی شـده؟


لالـه : چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <آناتومی!!!> رو زدن تــو بُــرد. منــی که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد 20 سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده 19!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)



شبنم : (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم... گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟


لالـه : (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم! می فهـمی شبنم؟فقط 8 دور... (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!


شبنم : عزیزم... دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط 7 - 8 دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگ پاک شـد! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.


لالـه : نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت 5/7 بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!


(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد. اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد! دخـتری به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)


شبنم : چی شـده فرشــتـه؟!


فرشــته : (با دلهــره) کمـک کنیـد... نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!


شبنم : لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.


فرشــته : خب، منــم 19 بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر.


(و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.)


خوابــگاه پســران (شـب)


سکــانـس دوم : (در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، هم واحدی شـان، «میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود)


میثـــاق : مهـدی... شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم.


مهـدی : نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه.


میثــاق : اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.


مهـدی : آره... منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟


میثــاق : مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!!


آرمـــان : تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه 10 دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. بچه های کلاس مـا که مثـل بچه های شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم کاری...


مـهدی : (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) آرمــان جـون... اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست!


در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «رضـا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد)


میـثــاق : چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی!


رضــا : پرسپولیس همین الان دومیشم خورد!!!


مهـدی : اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه..... .!!!

و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند.!




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 21 شهریور 1391 :: نویسنده : هومن
یارو میره تایلند،
میخواسته سوار اتوبوس بشه؛
مامور اتوبوس بهش میگه: a ticket
یارو: چی چی؟
مامور اتوبوس دوباره: a ticket
یارو: من که نفهمیدم چی گفتی اما محض احتیاط مادرتو ... !!
مامور اتوبوس:هوی؛ منو میگی؟؟ الان مادرتو ....

شخص سومی از راه میرسه ومیگه:آقایون چرا دعوا میکنین؟

خوبیت نداره مملکت غریبه !!! صلوات برستین
کل اتوبوس:
اللـــهـــــم صـــــلی عـــــــــلــی مــحمــــــــد و آل مـــــــحمــــــــد !!




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 19 شهریور 1391 :: نویسنده : هومن


اگر قادر به حل این سوال باشید نشان فعالیت عالی سمت راست مغز شماست.

 اساتید و محققین دانشگاه پرینستون آمریکا این تست را بعنوان شگفتی بزرگ روانشناسی در قرن ۲۱ معرفی کرده اند… از منابعی هم افشا شده که شرکت گوگل از این تست در آزمون استخدامی مدیران ارشدش استفاده می کند… پاسخ صحیح به این تست در کمتر از ۳۰ ثانیه نشان دهنده بهره هوشی حداقل ۱۴۰ می باشد… … جاهای خالی رو با چه اعدادی باید پر کرد ؟ (از سمت عدد ۱۰ شروع کنید)۱۰, ۲۰, ….., ۱۵, ۱۰۰۰, ……, ۱۶ عجله نکنید…

فقط کمی فکر کنید، سوال زیاد مشکلی نیست !
اگر قادر به حل این سوال باشید نشان فعالیت عالی سمت راست مغز شماست.
برای دیدن جواب صحیح برید پایین.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.



.۱۰, ۲۰, ۳, ۱۵, ۱۰۰۰, ۶۰, ۱۶

ده بیست سه پونزه هزارو شصت و شونزده!!!!!!!!!
بقیه اش هم که یادتونه دیگه
.
.
هرکی میگه شونزده نیست
هفده ، هجده ، نوزده ، بیست

.

.

.

.

قبل از اینکه بد و بیرا بگین …. شما با هوش نیستین ، من مقصـــرم ؟؟!!!

راستش من خودم هم سر کار رفتم!!




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 5 شهریور 1391 :: نویسنده : هومن
حالت چشم دانشجو سر کلاس
هنگام درس دادن استاد :
(-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)
وقتی استاد خبر امتحان رو میده :
(o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O)
موقع امتحان:
......(←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→)
وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری:
(↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓)
وقتی که نمره ها رو میزنن :
(͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شنبه 4 شهریور 1391 :: نویسنده : هومن
پیراهن پاره
مد شد
شلوار پاره
مد شد
کلاه سوراخ
مد شد
شال پاره
مد شد
پس چرا این جوراب پاره مد نمیشه ؟ ؟ ؟
این چه وضعی آخه




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 29 مرداد 1391 :: نویسنده : هومن
دلنوشته دختران مجرد :
از کلاس اول خواندیم آن مرد آمد ! آن مرد با اسب آمد !
ما که ترشیدیم ، مرتیکه با خر هم نیامد و باز هم بابا نان داد !




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 29 مرداد 1391 :: نویسنده : هومن
اگر كسی مرا خواست . . .
بگویید رفته . . .
اگر پرسید کجا؟ . . .
بگویید رفته بخوابه! حتما نباید یه چیز عاشقی باشه که :)))




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 16 مرداد 1391 :: نویسنده : هومن
خدا هیچکسی رو اینطوری ضایع نکنه

علی:خانومت و دختر کوچولوت چطورن؟

دانیال: خوبن. اتفاقا معصومه و پارمیدا هم خیلی دوست دارن تو رو ببینن.
علی:آره منم همینطور. آخ که اگه من اون پارمیدای خوشگل و نازتو ببینم، می نشونمش توی بغلم و یه دل سیر ماچش م
ی کنم و حسابی اون چشمای قشنگشو می بوسم.
وای که چه موهای لختی داره پارمیدا.
آدم دوست داره دستشو بکنه لای موهاش. با اینکه فقط
عکسشو دیدما، ولی عاشقش شدم. وای که این پارمیدا
چقدر ناز و خوردنیه! باور کن ببینمش اصن نمی ذارم
از توی بغلم تکون ...
دانیال: ببین ادامه نده. پارمیدا اسم زنمه! اسم دخترم معصومه ست!




نوع مطلب : طنز، موضوع آزاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 16 مرداد 1391 :: نویسنده : هومن
از نظر یك زن :
· بی عیب ترین مرد دنیا پدرشه
· زن ذلیل ترین مرد دنیا برادرشه
· خوش تیـپ ترین مرد دنیا پسرشه
· مظلوم ترین مرد دنیا پدر شوهرشه
· خوشبخت ترین مرد دنیا شوهر خواهرشه
· قدر نشناس ترین مرد دنیا دامادشه
· وبد ترین,بی ریخت ترین,بی عاطفه ترین و بداخلاق ترین مرد دنیا شوهرشه!






نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 16 مرداد 1391 :: نویسنده : هومن
قابل توجه آقایون محترم :
..
..
..
..
..
..
وقتی یک خانم نظر شما رو میپرسه ...!
در واقع نمی خواد نظر شما رو بدونه ...!
فقط می خواد ، نظر خودشو با صدای مردونه هم بشنوه ...!!!




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 8 خرداد 1391 :: نویسنده : هومن
[ صاف ]

راننده : حوصلمون سر رفت از این هوا , یه تنوعی , چیزی .

مسافر 1 : میگن آلودگی تو این جور هوا بیشتر هم میشه !

مسافر 2 : فکر کنم آسمون رفته رو اسکرین سیور !

مسافر 3 : من نمی دونم کی میخواد برف بباره !





[ بارانی ]


راننده : فقط بلده بباره و خاک رو گِل کنه .


مسافر 1 : دیروز چتر یادم رفته بود , خیس آب شدم , سرما خوردم .


مسافر 2 : آقای راننده لطفا دستمال کاغذی بدین به ایشون , بگیرن جلو دهنشون !


مسافر 3 : من نمی دونم کی میخواد هوا صاف شه !





[ برفی ]


راننده : از فردا هرچی درمیاریم باید پول ِ دکتر بدیم .


مسافر 1 : همه جاده ها بسته شدن , همه مدرسه ها تعطیل شدن .


مسافر 2 :آفتاب هم آفتاب های قدیم , غیرت نداره در بیاد !


مسافر 3 : من نمی دونم کی میخواد آفتاب در بیاد !





[ آفتابی ]


راننده : خیلی خوشگل بودیم , از فردا سیاه سوخته هم میشیم !


مسافر 1 : پختیم از گرما به خدا , من خیلی هم زیاد عرق می کنم .


مسافر 2 : آقای راننده اون شیشه رو بدین پایین لطفا , بوی عرق ایشون خفمون کرد !


مسافر 3 : من نمی دونم کی میخواد بارون بباره !





[ باد ]


راننده : چشم چشم رو نمی بینه , گرد و خاک رو ببین تو رو خدا .


مسافر 1 : خیلی هوامون پاک بود , ایشونم تشریف آوردن !


مسافر 2 : خیلی ها از بارون خوششون میاد , بعضی ها خوششون نمیاد , همچنین از برف و آفتاب . یه آمار بگیرن ببینن کسی تو طول تاریخ بوده که از باد خوشش بیاد ؟!


مسافر 3 : من نمی دونم این باد کی میخواد تموم شه !




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 7 خرداد 1391 :: نویسنده : هومن
مردان هم قلب دارن
فقط صدایشان، یواش تر از صدای قلب یک زن است!
مرد ها هم در خلوتشان برای عشقشان گریه میکنند!
شاید ندیده باشی؛ اما همیشه اشک هایشان را در آلبوم دلتنگیشان قاب میکنند!
هر وقت زن بودنت را میبینم؛ سینه ام را به جلو میدهم،صدایم را کلفت تر میکنم
... تا مبادا...لرزش دست هایم را ببینی !
مرد که باشی ... دوست داری ... از نگاه یک زن مرد باشی ..!
نه بخاطر زورِ بازوها




نوع مطلب : عشقولانه، طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 7 خرداد 1391 :: نویسنده : هومن
خیییلی باحاله . بخونید.

.یه روز نگهبان بهشت میره پیش خدا گلایه میکنه که:

آخه خدا، این چه وضعیه آخه؟
ما یک مشت ایرونی داریم توی بهشت که فکر میکنن اومدن خونه باباشون!
به جای لباس و ردای سفید، همه شون لباس های مارک دار آنچنانی میخوان!
بجای پابرهنه راه رفتن کفش آدیداس پاشون میکنن.
هیچ کدومشون از بالهاشون استفاده نمیکنن، میگن بدون 'بنز' و 'ب ام و' نمیرن!
اون بوق و کرنای و اسرافیل هم گم شده...
یکی ازش قرض گرفت و رفت دیگه خبری ن...شد!
آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تمیز میکنم،
فردا دوباره پر از پوست تخمه و پسته و پوست هندونه و خربزه است!
من حتی دیدم بعضیهاشون کاسبی هم میکنن و حلقه های تقدس بالای سرشون رو به بقیه میفروشن.
چند تاشون کوپون جعلی بهشت درست کردن و به ساکنین بخت برگشته جهنم میفروشن.
چندتاشون دلالی باز کردن و معاملات املاک زمینهای
شمال بهشت را میکنن.
یک سری شون حوری های بهشت را با تهدید آوردن خونه شون و اونارو "سرکار" گذاشتن و شیتیلی میگیرن.
بقیه حوری ها هم مرتب میگن مارو از لیست جیره ایرانیها بردار که پدرمونو
درآوردن، اونقدر به ما برنج دادن که چاق شدیم و از ریخت افتادیم.
اتحادیه غلامان هم امضاء جمع کرده که اعضا نمیخوان به دیدن زنان ایرانی برن
چون اونقدر آرایش کردن و اسپری مو سرشون زدن که هاله تقدسشون اتصالی کرده
و فیوزش سوخته
در ضمن خانمهای ایرونی از غلامان مهریه میخوان.
هفته پیش هم چند میلیون نفر تو چلوکبابی ایرانیها مسموم شدن و دوباره مردن.
چند پزشک ایرونی به حوری ها بند کردن که الا و بلا بیایید دماغتونو عمل کنیم.

خدا میگه:
ای فرشته من! ایرانیان هم مثل بقیه، آفریده های من هستند و بهشت به همه انسان ها تعلق داره. اینها هم که گفتی، خیلی بد نیست!
برو یک زنگی به نگهبان جهنم بزن تا بفهمی درد سر واقعی یعنی چی!!!
نگهبان بهشت میره زنگ میزنه به نگهبان جهنم ... دو سه بار میره روی پیام گیر تا بالاخره
نگهبان جهنم نفس نفس زنان جواب میده:
جهنم، بخش ایرانیان بفرمایید؟
نگهبان بهشت میگه: آقا سرت خیلی شلوغه انگار؟
نگهبان جهنم آهی میکشه و میگه: نگو که دلم خونه... این ایرونیها اشک منو در آوردن به خدا! میخوام خودمو بازنشست کنم.
شب و روز برام نگذاشتن! تا صورتم رو میکنم این طرف، اون طرف یه آتیشی به پا میکنن!
تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی!...
حالا هم که...
ای داد!!! آقا نکن! بهت میگم نکن!!!
اوخ اوخ! من برم ....
اینها دارن آتیش جهنم رو خاموش میکنن که جاش کولر گازی نصب کنن...
یک عده شون بازار سیاه مواد سوختی بخصوص بنزین براه انداختن.
چند تا پزشک ایرونی در جهنم بیمارستان سوانح سوختگی باز کردن و براش تبلیغ میکنن و این شدیدا ممنوعه.
چندتاشون دفتر ویزای مهاجرت به بهشت باز کردن و ارواح مردمو خر میکنن.
بلیت جعلی یکطرفه بهشت هم میفروشن.
یک سری شون وکیل شدن و تبلیغ میکنن که میتونن پیش نکیر و منکر برای جهنمی ها تقاضای تجدید نظر بدن.
چند تاشون که روی زمین مهندس بودن میگن پل صراط ایراد فنی داشته که اونا افتادن تو جهنم.
دارن امضا جمع میکنن که پل باید پهن تر بشه.
چند هزار تاشون هم هر روز زنگ میزنن به 118 جهنم و تلفن و آدرس ,جهنم سفارتهای کانادا و آمریکا رو میپرسن چون میخوان مهاجرت کنن. میگویند هر چند آتیشش داغ تره اما کلاسش بالاتره.
ببخش! من برم، بعدا صحبت میکنیم...
چند تا ایرونی دارن کوپون جعلی کولر گازی و یخچال میفروشن...
برم یه چماقی بچرخونم ...!




نوع مطلب : طنز، موضوع آزاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : هومن
فرانسه:
پسر:مادام حقیقتش رو بخواید من از شما خوشم آمده و میخواهم اگر افتخار بدید با هم آشنا شیم
دختر:با کمال میل
ایتالیا:
پ: خانوم من واقعا شمارو از صمیم قلب دوست دارم و بسیار مایلم که بیشتر با شما آشنا شم
... د:من هم از شما خوشم اومده و پیشنهاد شمارو با
کمال میل می پذیرم
ایران:
پ: پیــس ..پیس
ســس ...سـس
پــخ ... چِخــه ..
هوی با تواما! بیا شماره مو بگیر
د: خفه شو! کصافطِ عوضی! مگه خودت خوار و مادر نداری
راه افتادی دنبالِ ناموس مردم،بی ناموس
شماره تو میگیرم فقط واسه اینکه شرتو زود کم کنی
ساعت 10 زنگ میزنم




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : هومن
غضنفر::با دختر خاله م رفته بودیم بیرون،
دوست پسرش ما رو دید اومد جلو گفت:
"این پسره کیه؟"
دختر خاله م هم اومد تریپ شاخی و دفاع از من بیاد گفت:
"هر خری که هست به تو چه؟




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : هومن
از96 ماهی شما 55 تا غرق شد چند تا ماهی دارید؟
.
.
.
.
.

..
..
.
حساب کردی که میخوای بری پایین؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بله ؟؟ مشغول جمع و منها بودی؟
تقصیر این مدرسه ها است که عمر شما را به فنا داده اند
تا حالا کسی شنیده که ماهی غرق بشه؟
حتما الان دانشجو هم هستی!!!!!!!!

(((کلی فیض میبرم می بینم کاربرای سایت همه سطح علمی اندازه المپیک دارند)))






نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 24 فروردین 1391 :: نویسنده : هومن
یارو توی اتوبان داشته با سرعت 200 تا میرفته پلیس نگهش میداره
- گواهینامه ؟
- ندارم!
-کارت ماشین؟
-ندارم!
-بیمه نامه؟
-ندارم!
با این سرعت کجامیرفتی؟
-یه جنازه توصندوق عقب ماشینمه میخوام ببرم بندازمش توی بیابون..
پلیسه زنگ میزنه فرماندهی موضوع رو گزارش میده ، بلافاصله پلیس ویژه میرسه.
_گواهینامه؟
-بفرمایید!
-کارت ماشین؟
-بفرمایید!
-بیمه نامه؟
-بفرمایید..
-صندوق عقب ماشینتوبزن بالا بینم..
-بفرمایید!
اینجاکه چیزی نیست..همکارم میگه گفتی جنازه تو ماشینته و گواهینامه و.... نداری؟
-جناب سروان همکارتون بیخودگفته،حتماالان میخوادبگه با سرعت 200 تا داشتم رانندگی میکردم..!!!




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 24 فروردین 1391 :: نویسنده : هومن
همین جوری!
تصویر


.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.نفهمیدی؟
.
.
.
.
..
..
.
.
.
.
.
.
.
..
.
.
.

"جدایی نادر از سیمین"
جو+ دایی +نادر+ از+ سی +مین




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 17 فروردین 1391 :: نویسنده : هومن
دو کلمه ای که خیلی از خانمها رو ذوق زده میکنه:
1- دوست دارم
2 - 70% تخفیف !




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






می‌گویند زن‌ها در موفقیت و پیشرفت شوهرانشان نقش بسزایی دارند.


ساعد مراغه‌ای از نخست وزیران دوران پهلوی نقل کرده بود:


زمانی که نایب کنسول شدم با خوشحالی پیش زنم آمدم و این خبر داغ را به


اطلاع سرکار خانم رساندم...

اما وی با بی‌اعتنایی تمام سری جنباند و گفت «خاک بر سرت کنند؛


فلانی کنسول است؛ تو نایب کنسولی؟!»


گذشت و چندی بعد کنسول شدیم و رفتیم پیش خانم؛ آن هم با قیافه‌ایی


حق به جانب...باز خانم ما را تحویل نگرفت و گفت «خاک بر سرت کنند؛


فلانی معاون وزارت امور خارجه است و تو کنسولی؟!»

شدیم معاون وزارت امور خارجه؛ که خانم باز گفت «خاک بر سرت؛

فلانی وزیر امور خارجه است و تو...؟!»


شدیم وزیر امور خارجه گفت «فلانی نخست وزیر است... خاک بر سرت کنند!!!»


القصه آنکه شدیم نخست وزیر و این بار با گام‌های مطمئن به خانه رفتم و

منتظر بودم که خانم حسابی یکه بخورد و به عذر خواهی بیفتد.


تا این خبر را دادم به من نگاهی کرد؛ سری جنباند و آهی کشید و گفت:


«خاک بر سر ملتی که تو نخست وزیرش باشی!!!»




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جمعه 11 فروردین 1391 :: نویسنده : هومن
غضنفرتلاش میكرد
كبریت روشن كنه
هرچی میزد نمیشد بهش گفت لابد خرابه كفت نه بابا الان روشن شد




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جمعه 4 فروردین 1391 :: نویسنده : هومن
بعد از سالها جستجو و نیافتن نیمه ی گم شده...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
به این نتیجه رسیدم خدا منو كامل خلق كرده نیمه میمه ندارم.




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 3 )    1   2   3